تبليغاتX


سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد

--------------------------------------- عاشقی دروغه
" چقدر خر بودن خوبه " (آموزنده + حتما بخونین خوشتون میاد)

طبقه بندی: آموزنده

870fb7fa3b5d0dae4c2ab5cb57d766f3.jpg

وقتی خرم دیگه نمیبینم دختر۱۲ساله ای رو که توی خیابون با اون ارایشه عجیب سعی میکنه بگه من ۲۰ سالمه تا بتونه نظره پسری رو که میخواد جلب کنه.


وقتی خرم دیگه نمیبینم خونه ای رو که ۱۷ میلیارد قیمتشه وبرای ساختنش خیلی از حق ها رو زیر پا گذاشته و روی درش با خطی زیبا نوشته بسم الله الرحمن الرحیم!!

وقتی خرم دیگه نمیبینم مادری رو که به خاطره فقر خود سوزی کرد تا بدبختی بچه هاشو نبینه.

وقتی خرم دیگه نمی شنوم مردی که گفت:من به جز محارمم به همه نظر دارم!

وقتی خرم فقط میتونم به این فکر کنم که شمسی خانوم چه گردنبند گرونی خریده بود.یا اینکه حاج اقا دیروز از مکه اومد و همه رو هتل پارس دعوت کرد و نفری ۱۰میلیون پول غذا داد.عجب مرد با خداییه!!!

وقتی من خرم دیگه این افکار منفی رو ندارم وخیلی خوشبختم!

+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 7:17 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
ابراز عشق(نخونی چیزی از زندگیت کمه)
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.
››


قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 2:33 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
49 تا از لذت های مرد بودن !!! ویژه ×××××××××××

1-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید .

2-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه .

3-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید .

4-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است .

5- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه .

6-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید .

7-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

8-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما می­آد .

9- فقط شما میتونید برید استادیوم .

10- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید.

11-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید .

12- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید .

13- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید .

14- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید .

15- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره .

16- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید

17- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید .

18- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید .

19- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید

20- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟

21- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا...

22- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید .

23- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید .

24- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید .

25- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید .

26- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید .

27- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید .

28- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید.

29- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه .

30- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد) .

31- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید .

32- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید .

33- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه .

34- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون .

35- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید .

36- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید .

37- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای LCD معمولا بالای 16 میلیون میباشد) .

38- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره .

39- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست .

40- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید.

41- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند .

42- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید .

43- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد .

44- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید .

45- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه) .

46- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد .

47- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید .

48- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟) .

49- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)
+ نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
0101010
سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com

سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com

زني با لباسهاي كهنه و نگاهي مغموم، وارد خواروبار فروشي محل شد و با فروتني از فروشنده خواست كمي خواروبار به او بدهد.

وي گفت كه شوهرش بيمار است و نمي­تواند كار كند، كودكانش هم بي­غذا مانده­اند.

فروشنده به او بي­اعتنايي كرد و حتي تصميم گرفت بيرونش كند. زن نيازمند باز هم اصرار كرد. فروشنده گفت نسيه نمي­دهد.

مشتري ديگري كه كنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را مي­شنيد به فروشنده گفت: ببين خانم چه مي­خواهد خريد او با من.

فروشنده با اكراه گفت: لازم نيست، خودم مي­دهم!

- فهرست خريدت كجاست؟ آن را بگذار روي ترازو، به اندازه وزنش هر چه خواستي ببر !

زن لحظه­اي درنگ كرد و با خجالت، تكه كاغذي از كيفش درآورد و چيزي روي آن نوشت و آن را روي كفه ترازو گذاشت.

همه با تعجب ديدند كه كفه ترازو پايين رفت.

خواروبار فروش باورش نمي­شد اما از سرناباوري، به گذاشتن كالا روي ترازو مشغول شد تا آنكه كفه­ها با هم برابر شدند.

در اين وقت؛ فروشنده با تعجب و دلخوري، تكه كاغذ را برداشت تا ببيند روي آن چه نوشته است.

روي كاغذ خبري از فهرست خريد نبود، بلكه دعاي زن بود كه نوشته بود:

اي خداي عزيزم! تو از نياز من باخبري، خودت آن را برآورده كن.



فروشنده با حيرت كالاها را به زن داد و در جاي خود مات و مبهوت نشست.



زن خداحافظي كرد و رفت و با خود انديشيد:

فقط خداست كه مي­داند وزن دعاي پاك و خالص چقدر است...

 

+ نوشته شده در دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 11:32 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
كم هزینه ترین لذتهاى دنیا چیست ؟

کم هزینه ترین لذت های دنیا چیست؟  www.miadgah.org


 
اعصابم خورده، بدهكارم ، گرفتارم و ...
اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...
 
 1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
 2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.

 3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.

 4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

 5 -گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

6 -   بیشتردعا كنیم.

 7 -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.

 8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

 9- لذت عطسه كردن را حس كنیم.

 10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

 11- زیر دوش آواز بخوانیم.

 12-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

 13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

 14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

 15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!

 16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.

 17- برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!

 18- مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... برای خودمان جمع‌آوری كنیم.

 19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

 20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

 21- گاهی از درخت بالا برویم.

 22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

 23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.

 24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.

 25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم

 26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.

 27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.

 28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

 29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.

 30- زیر باران راه برویم.

 31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..

 32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .

 33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

 34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.

 35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

 36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.

 37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.

 38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

 39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.

 40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد

+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 1:47 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
نی نی 4
8121997-lg.jpg8268437-lg.jpg8307615-lg.jpg8321733-lg.jpg8337291-lg.jpgnz1t6u.jpg
+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
نی نی 3
7456041-lg.jpg7489800-lg.jpg7762633-lg.jpg8023045-lg.jpg8061664-lg.jpg
+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 1:44 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
نی نی 2
7179411-md.jpg7211088-lg.jpg7417312-md.jpg7373052-lg.jpg7377688-md.jpg
+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
نی نی 1
7059886-lg.jpg7762635-lg.jpg7079022-lg.jpg7129438-lg.jpg
+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 1:40 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
بوس بوس

بوسه يعني مستي از مشروب عشق

بوسه يعتي آتش و گرماي تب

بوسه يعني لذت از دلدادگي

لذت از شب لذت از ديوانگي

بوسه يعني حس خوبه طعم عشق

طعم شيريني به رنگ سادگي

بوسه يعني آغازي براي ما شدن

لحظه اي با دلبري تنها شدن

بوسه آتش ميزند بر جسم و جان

بوسه بر ميدارد اين شرم از ميان

بوسه يعني شادي و شور و نشاط

بوسه يعني عشق خالي از گناه

بوسه يعني قلب تو از آن من

بوسه يعني تو هميشه مال من

بوسه يعني وصل شيرين دولب

بوسه يعني عشق در اعماق شب

+ نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت 8:52 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
چگونه ترشی نندازید .( ترشیده نشوید )
۱. يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.

۲. ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار. در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم

۳. سن ازدواج رو بيارين پايين، همون ۱۷ يا ۱۸ خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي‌افتين.

۴. تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.

۵. دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي‌شه

۶. پسر‌هاي فاميل بهترين و در دسترس‌ترين طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

۷. رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل…!

۸. توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي‌بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي‌سازن واستون.

۹. يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و… نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

۱۰. در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

۱۱. مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.

۱۲. سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه…

۱۳. تا مامانه و باباهه مي‌گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

۱۴. بلاخره اگه خداي نكرده مي‌خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار(۰۰۰/۷۰۰/۱) دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه.

۱۵. و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم

۱۶. اگه كسي رو دوسش دارين برين خواستگاريش (نكته:اين كار ريسكش خيلي بالاس اگه شازده بگه نه سوژه خنده ۱سال فاميلاتون رديفه)

۱۷. حداقل يه ۲۰۶ داشته باشين كه طرف به خاطر ماشين هم كه شده بياد

۱۸. اون يارو كه با اسب سفيد ميادوبي خيال شين

۱۹. و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آينده‌تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد

+ نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
عاشق شدم ...

عاشق دختری که صداقت در رفتار و گفتارش موج می زد .

 عاشق دختری که هر شب در خواب دنبال اثری از او می گشتم .

عاشق دختری که برق دو چشمایش حواس را از هوش و ذهنم می برد .

عاشق دختری که نور سیمای سپیدش عشق را درتمام وجودم تلالؤ می داد .

عاشق دختری که در رویاهایم همیشه دنبال نگاه وصدای از سوی اومی گشتم .

عاشق دختری که خم ابروان زیبایش مرابه خم کوچه های بی پایان عاشقی می برد .

عاشق دختری که صدایش طنین دل نواز بادبهاری درلابه لای برگ ها رابه یادم می آورد .

عاشق دختری که جا پای قدمهایش را هر کجا می رفتم کنار پاهای خسته ام احساس می کردم .

عاشق دختری که وجودش را هر شب بااینکه خیلی از من دور بود پیش خودم احساس می کردم .

عاشق دختری که حتی با رفتنش هم مرا از عاشقی خسته نکرد و مرا باور داد که عاشقش می مونم .

 

+ نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت 8:47 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
.................2..........@!@!@!@

خدا وصیت منو گوش بده ناممو بخون

شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون

می سپارمش بهت میرم تموم تار و پودمو

یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو

خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو 

کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایشو

بهش بگه دوسش داره خیلی بد زمونمون

خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون

فردا قراره منو تو از هم دیگه جدا بشیم

فردا قراره همدم گریه ی بی صدا بشیم

تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنم

آی آدما نگاه کنین غریب شهرتون منم

یادش بخیر منو تو یه قلب پاکو بی غرور

حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور

من تو رو عاشق می کنم هر جور شده حتی به زور

کی می خواد فردا تو رو از من بگیره کاش اونم ویرونه شه آتیش بگیره

ما باید فردا رو از دنیا بگیریم ما اگه از هم جدا بشیم می میریم

ما باید غدر این روزا رو بدونیم وای اگه فردا بیاد تنها می مونیم

خدا شاید این عشقی که من می گمو تو نشناسی

نزدیکترین کسم اونه خیلی دوسش دارم راستی

یادم نره بهت بگم عزیزترینه من اونه

خودم مهم نیست اما اون نذاری تنها بمونه

بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد

 وقتی که حرصش می گیره میگه ازم بدش میاد

اما وقتی آروم می شه می بینه من بغضم گرفت

همین دیوونه بازیهاش از اول چشممو گرفت 

حالا که دیگه مجبوریم با هم دیگه وداع کنیم

بیا به یاد اون روزا هم ذیگه رو دعا کنیم

یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نخواست جدا بشیم

ای وای داره فردا میاد باید دست به دعا بشیم

با قلب پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده

هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده

کی می خواد فردا تو رو از من بگیره کاش اونم ویرونه شه آتیش بگیره

عزیزم یادت نره دنیا دو روزه    نمی خوام فردا دلت واسم بسوزه

ای خدا اگه حتی دوسم نداره  تو می تونی نذاری تنهام بذاره

+ نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط کوروش_ii@ |
4 تا سوأل
4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟
برو پایین تر.....


سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.



سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون میخواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)

شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟


سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید.
1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟



به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!

سوال آخر؟پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟



جواب: Nunu؟



نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.



بابا ایول، مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم. آبرومونو بردی که بابا.
+ نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 10:6 قبل از ظهر توسط کوروش_ii@ |